روش های پرورش تفکر در قرآن کریم
مطالب قرآن همیشه از بشر جلوتر است. طبعاً این طور است، یعنى بشر باید کوشش کند خود را به این حقایق برساند. بینش ها هر چه پیش رفته تر و وسیع تر و عمیق تر گشته،خود را با قرآن متجانس تر یافته است، و حقاً کتاب آسمانى که در عین حال معجزه باقیه آورنده خویش است باید چنین باشد. قرآن در خیلی از جاها سئوال پروری می کند و بعد به تفکر ارجاع می دهد. ) مطهری ، مجموعه آثار، ج3 ،ص200) قرآن حکیم از دو راه انسانها را به فکر و نظر فرا مىخواند: یکى با ذکر عنوان “تفکر” و “تعقل” و دیگرى با طرح بحثهاى قرآنى که با تفکر همراه است :
3-1 خوب دیدن :
از آنجا که داده های عینی و حسی قابلیت درک بیشتری را برای همه گروه های سنی دارد ، دعوت به استفاده بیشتر از حواس به منظور درک بهتر پدیده ها شده ا ست.
موارد استفاده از حواس: مشاهده و دیدن با توجه:
- (غاشیه. 17-20 ). آیا آنان به شتر نمىنگرند که چگونه آفریده شده است؟! و به آسمان نگاه نمىکنند که چگونه برافراشته شده؟! و به کوهها که چگونه در جاى خود نصب گردیده! و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته است.
- فارجع البصر .. ثم ارجع البصر (ملک. 3و4) . همان کسى که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید؛ در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضادّ و عیبى نمىبینى! بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللى مشاهده مىکنى؟!
- بار دیگر (به عالم هستى) نگاه کن، سرانجام چشمانت (در جستجوى خلل و نقصان ناکام مانده) به سوى تو باز مىگردد در حالى که خسته و ناتوان است!
- ( قصصَ43) و ما به موسى کتاب آسمانى دادیم بعد از آنکه اقوام قرون نخستین را هلاک نمودیم؛ کتابى که براى مردم بصیرتآفرین بودومایه هدایت ورحمت؛شاید متذکر شوند!.
3-2 خوب گوش کردن :
- (زمر. 18) همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نیکوترین آنها پیروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند
- (انفال. 8). بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که اندیشه نمىکنند.
- (ملک. 10). اگرما مىشنیدیم و تعقل مىکردیم دیگر از دوزخیان نمىبودیم.
3-3 خوب حرف زدن
- ( انفال. 8) بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که اندیشه نمىکنند.
- (نساء. 9). کسانى که اگر فرزندان ناتوانى از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان مىترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنى استوار بگویند.
- ( احزاب. 70) اى کسانى که ایمان آوردهاید! تقواى الهى پیشه کنید و سخن حق بگویید...
- ( احزاب. 32) اى همسران پیامبر! شما همچون یکى از زنان معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونهاى هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!
- (توحید.1). بگو: خداوند، یکتا و یگانه است؛ بگو ، ابراز کن ، اعتقادت را نشان بده با هر ابراز بیرونی
3-4 استفاده از عبارات حسی و تصویری
مثل های قرآن :
اهمیت مثل در پیام اوست نه در بزرگی و کوچکی چیزی که به آن مثال زده می شود «مُمَثَّل» از جمله آثار مَثَل:
- حقایق پیچیدة منطقی و عقلی و دور از دسترس را حسّی و نزدیک میکند.
- فهم مسائل را همگانی میکند.
- درجة اطمینان را بالا میبرد.
- لجوجان را خاموش میسازد.
در قرآن مجید میخوانیم در برابر کسانی که در مورد آفرینش حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ ایراد میکردند که مگر ممکن است انسانی بدون پدر متولد شود، میفرماید: «إِنَّ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ...» مَثَل عیسی در نزد خدا همانند آدم است که او را از خاک آفرید. (آل عمران. 59)
مثلها نسبت به نتیجة آنها در قرآن و مخاطبین به سه قسم تقسیم میشوند:
مثلهایی که باعث تذکر و یادآوری میشود «وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» خداوند برای مردم مثلها میزند، شاید متذکّر شوند ( ابراهیم. 25)
مثلهایی که موجب تفکّر میشود «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» ما این مثلها را برای مردم بیان میکنیم، شاید اندیشه کنند. ( حشر. 21)
مثلهایی که باعث ادراک میشود «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ» ما این مثلها را برای مردم میزنیم و لکن این مثلها را جز اندیشمندان درک نمیکنند ( عنکبوت. 43ـ40) [18]
"اذا فجائیه " به معنی : ناگهان
(تکویر.1-13)در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود، و در آن هنگام که ستارگان بىفروغ شوند، و در آن هنگام که کوهها به حرکت درآیند، و در آن هنگام که باارزشترین اموال به دست فراموشى سپرده شود، و در آن هنگام که وحوش جمع شوند، و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند،.....و در آن هنگام که بهشت نزدیک شود.
3-5 واوهای قسم بر سر پدیده های حسی
سوره شمس(1-7) : وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا سوگند به خورشید و روشنایى آن، و به ماه چون از پى آن برآید. و قسم به روز چون آن را هویدا سازد، و به شب وقتى که آن را بپوشد [و آفاق را تاریک سازد]، و به آسمان و آنکه بنایش کرد، و به زمین و آن که آن را گستراند.
توصیف های حسی:
(جاثیه .28و29) و هر امتى را به زانو درآمده مىبینى. هر امتى به سوى کتاب خویش خوانده مىشود [و گفته شود:] امروز سزاى آنچه را که مىکردید مىبینید. این نامه ماست که بر ضد شما به حق سخن مىگوید. همانا ما از آنچه مىکردید نسخه بر مىداشتیم.
3-6 تذکر : فعال نگاه داشتن دغدغه و توجه
- (انعام. 104) دلایل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ کسى که (به وسیله آن، حقّ را) ببیند، به سود خود اوست؛ و کسى که از دیدن آن چشم بپوشد، به زیان خودش مىباشد؛ و من نگاهبان شما نیستم (و شما را بر قبول ایمان مجبور نمىکنم)
- (ذاریات. 55) و پیوسته تذکّر ده، زیرا تذکّر مؤمنان را سود مىبخشد.
- (نحل. 17) آیا کسى که مخلوقات را مىآفریند، همچون کسى است که نمىآفریند؟! آیا متذکّر نمىشوید؟!
3-7 تکرار هدفمند سوال یا عبارت
- تکرار آیه در یک سوره مانند آیه "فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ" پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را تکذیب مىکنید (شما اى گروه جنّ و انس)؟!در سوره مبارکه الرحمن
- تکرار یک آیه در کل قرآن مانند آیه "تَنْزیلُ الْکِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ" در سوره های زمر، غافر، جاثیه و احقاف
- تکرار جریان یک موضوع در سوره های مختلف با بیان ها و رویکرد های متفاوت مثلا داستان حضرت موسی در سوره های بقره، اعراف، شعرا، قصص، طه و ...و یا سرنوشت خوبان و بدان در قیامت .
- تکرار های کلمات هم معنا یا مقابل مانند تکرار کلمه دنیا به نسبت آخرت و یا کلمه رحمه که 72 مورد تکراشده و کلمه غضب 19 مورد، که می تواند بیانگر بیشتر بودن رحمه خداوند نسبت به غضب او باشد.
- تکرار امرها و نهی ها به عنوان مثال 61 بار دعوت به نماز و 59 بار دعوت به زکات شده که پیوند خاص این دو را با هم می رساند که نماز خوان باید برای مردم با دادن زکات مال و علم و توان وآبروی خود بخشش کند .
3-8 مقایسه امور متقابل
- (فاطر.19) و نابینا و بینا هرگز برابر نیستند ( فاطر.20) و نه ظلمتها و روشنایى (فاطر.21) و نه سایه (آرامبخش) و باد داغ و سوزان!
- (علق . 9-12) آیا دیدی کسى که نهى مىکند، بندهاى را به هنگامى که نماز مىخواند ؟! آیا دیدی اگر این بنده به راه هدایت بود ، یا مردم را به تقوا فرمان میداد؟
3-9 حذف یک عبارت یا موضوع در آیات
این کار انگیزه کشف را تقویت میکند و در ذهن ایجاد سوال میکند.
- عبارت محذوف: افمن زین له سوء عمله فرآه حسنا ، فان الله یضل من یشاء و یهدی من یشاء (فاطر .8) آیا کسی که عملش برایش زینت داده شده و آن را خوب می بیند، {با کسی که اینچنین نیست مساوی است؟} پس خداوندهرکه را اقتضا کند هدایت و هر که را اقتضا کند گمراه می کند.
- کلمه محذوف: سنیسره للیسری {طریقه یا حیات و...} الیسری (لیل.7) ما او را در مسیر آسانى قرار مىدهیم!
- جواب قسم محذوف: بروج: 1 قسم به آسمان که برجها دارد، 2 و قسم به روز موعود، 3 و قسم به شاهد و مشهود [که همه در دیدگاهند]، که جواب قسم حذف شده است.
3-10 ارائه ملاک هایی متفاوت
سوره انعام ازآیه74 تا 79 داستان برخورد حضرت ابراهیم با مشرکان ماه و خورشید پرست ،نمونه ای از این موضوع است که باعث ارتقاء سطح بینش و تفکر میشود.
3-11 افزایش گنجینه داده های ذهنی و ارائه اطلاعات اولیه
- (هود . 114) در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین مىبرند؛ این تذکّرى است براى کسانى که اهل تذکّرند!
- ( اسراء . 7) اگر نیکى کنید، به خودتان نیکى مىکنید; و اگر بدى کنید باز هم به خود مىکنید.
- (اسراء/19). و آن کس که سراى آخرت را بطلبد، و براى آن سعى و کوشش کند
- (ابراهیم.7) اگر شکرگزارى کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود.
3-12 تعمیم دادن از جزء به کل
- تشابه روز قیامت و رویش دوباره گیاهان : (روم: 19) زنده را از مرده بیرون مىآورد و مرده را از زنده بیرون مىآورد، و زمین را بعد از مرگش زنده مىکند، و شما نیز این گونه [از گورها] بیرون آورده مىشوید.
- تعمیم مشخصات جزیی یک گروه به صفات کلیشان : 1-قتل اصحاب الاخدود ... (بروج.4-8) مرگ بر شکنجهگران صاحب گودال (آتش)، کسانى که مردان و زنان باایمان را شکنجه دادند. 4 مرگ بر آدم سوزان خندق.... 8 و از آنها انتقام نمىگرفتند جز این که آنان به خداى شکست ناپذیر ستوده ایمان آورده بودند.
2- (فجر. 12- 6 )آیا ندیدى پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟ 7 با ارم که داراى کاخها و ستونها بود. .. 11 همانها که در شهرها طغیان کردند. 12 و در آنها فساد را به اوج رساندند.
3-13 ارائه مفهوم بدون توضیح
- استفاده از قسم ها از همین موارد است والفجر ( فجر.1)
- ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهاى ما را بپوشان! (آل عمران .193)
- ان الذین کفروا سواء علیهم ا انذرتهم ام لم تنذرهم لا یؤمنون( بقره.6) کسانى که کافر شدند، براى آنان تفاوت نمىکند که آنان را (از عذاب الهى) بترسانى یا نترسانى; ایمان نخواهند آورد.
کفر مفهوم پوشاندن را می رساند . خوبی های درون را نپوشانید تا جریان پیدا کند.و بذل رحمت تبدیل به بخل نشود . پس در هر دو مورد می توان مفهوم آن را باز کرد .
مطلبی را طرح می کند ولی علت آن و نتیجه بحث را برای کار فکری انسان باز می گذارد. برای ایجاد فرصت بسط مفهوم و یافتن مصداق های آن
- لو شاء ا.. لجعل الناس امه واحده و لایزالون مختلفین (هود، آیه 118)اگر خداوند می خواست انسان ها را امت واحده قرار میداد و مختلف نمی شدند.
این امکان را فراهم می کند که فرد از خود بپرسد: چرا؟ شاید زیبایی ها در تفاوت معنی می یابد . شاید صدقه در اختلاف جایگاه مادی معنی میابد .
شاید اگر همه مثل هم می اندیشیدند اصلا اندیشه ای پیش نمی آمد.[19] (عربیان ، اندیشه های بشری و فرهنگ توسعه .ج1 )
یا مثال دیگر: والعصر(عصر.1) قسم به عصر . عصر یعنی چه ؟ فقط یک مصداق به معنی اواخر روز یا عصاره زندگی ؟
3-14 پرهیز ازپیروی محض از عادات اجتماعی و روش های گذشتگان
(بقرة آیه : 170) و هنگامى که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید!» مىگویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مىنماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزى نمىفهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروى خواهند کرد)؟!
3-15 اشاره مستقیم به استفاده از عقل
- (انفال .22) بدترین جنبده ها کسانی هستند که کر و گنگ و لایعقلند.
- (بقرة . 44) آیا مردم را به خیر و نیکى فرمان مىدهید و خود را فراموش مىکنید با این که شما کتاب آسمانى را تلاوت مىکنید؟ پس چرا نمىاندیشید؟
3-16 استفاده غیر مستقیم از عقل
در روش غیرمستقیم، قرآن به نکاتی اشاره می کند که پذیرش آنها بدون به رسمیت شناختن عقل ممکن نیست و به عبارت دیگر لازمه منطقی اظهار اینگونه مطالب، اعتراف به حجیت و سندیت عقل است.
مثلا از حریف استدلال عقل می طلبد: « قل هاتوا برهنکم »(بقره.111) بگو برهان هایتان را آماده کنید.
3-17 استفاده ازانواع استدلال های شرطی (نظام علی و معلول)
- (سوره أسراء، آیه 7).اگر خوبی کنید برای خود کرده اید و اگر بدی کنید هم برای خود کرده اید.
- (مائده.3 ) خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر این که آنان آنچه در خود دارند تغییر دهند.
3-18 پند آموزی از سرنوشت گذشتگان
(حج. 45 ) چه بسیار شهر و دیاری که ما اهلش را در آن حال که به ظلم و ستم مشغول بودند به خاک هلاک نشاندیم و اینک آن شهرها از بنیاد ویران است. چه چاه ها و قنات های آب که معطل بماند چه قصرهای عالی که بی صاحب گشت، اکنون مردم این زمان نمی خواهند در روی زمین گردش کنند و در احوال اقوام و ملل مطالعه نمایند واز آنها درس بگیرند...»
3-19 یاد خدا
توجه به خدا باعث قرار گرفتن در سطح هوشیاری و خود آگاهی است .
- (حشر. 19) از کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند در نتیجه خدا آنها را دچار خود فراموشی کرد.
- (طه.14 ) نماز را بر پا کن تا من در یادت باشم .
3-20 توجه به هدف
- ( انبیا . 16) آسمان و زمین را برای بازیچه نیافریدیم
- ( فصلت. 51 ) به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است؛ آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!
3-21 ایجاد انگیزه تکاپوی علمی
قرآن با طرح انواع موضوعات علمی افق هایی از علوم را پیش روی انسان میگشاید.
- (سوره مومنون16- 13 ) سپس او را به صورت نطفهاى در جایگاهى استوار قرار دادیم...
- (اسرا. 12) و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم، ..
3-22 پرهیز از تکیه بر ظن و گمان
(یونس. 36) و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بىاساس)، پیروى نمىکنند؛ (در حالى که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بىنیاز نمىسازد (و به حق نمىرساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام مىدهند، آگاه است!
3-23 در آمدن از فردیت و توجه به دیگران
- (آل عمران. 103) و همگى به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت]، چنگ زنید ، و پراکنده نشوید! تحسبهم جمیعا و قلوبهم شتى ذلک بانهم قوم لا یعقلون( 14. حشر) آنها را متحد می پنداری در حالی که دل هایشان پراکنده است به این دلیل که آنها قومی هستند که تعقل نمی کنند
- (بلد .17) سپس از جمله کسانى باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایى و رحمت توصیه مىکنند!
3-24 پرهیز از حسابگری شخصی و سوگیری در تفکر
- ( 18 زمر ) همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نیکوترین آنها پیروى مىکنند; آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.
- (مدثر . 18و19) او (براى مبارزه با قرآن) اندیشه کرد و مطلب را آماده ساخت !
- مرگ بر او باد! چگونه (براى مبارزه با حق) مطلب را آماده کرد!
3-25 طرح مستقیم سوال:
- (حدید. 16) «آیا وقت آن نرسیده است که ایمان آورندگان دل هایشان برای ذکر خدا به خشوع درآید.»
- (علق.14) آیا آدمی نمی داند که خدا می بیند؟
3-26 زیر سوال بردن نوع نگاه به موضوع و نتیجه گیری های غلط
عبارت "کلا" کلام ویژه ای است که در چندین جای قران دیده می شود. شاید به این معنی که اصلا صورت مسئله این طور نیست، این زاویه نگاه درست نیست . زاویه دید را عوض کن و با تغییر پیش فرض ها طور دیگری داده ها را انتخاب و تنظیم کن تا به نتیجه ای متفاوت برسی: (15 – 23 فجر) اما آدمی را چون پروردگارش بیازماید و او را گرامی داشته نعمتش دهد گوید خدایم مرا گرامی داشت. و اما چون او را بیازماید و روزیش را تنگ سازد پس گوید : پروردگارم مرا خوار کرد. کَلا: چنین نیست بلکه شما یتیمان را گرامی نمیدارید و یکدیگر را بر اطعام بی نوایان ترغیب نمی کنید و میراث ضعیفان را یکجا می خورید و مال را بسیار دوست میدارید.
3-27 اختصاصی کردن خطاب
- (عنکبوت.35) و از آن شهر [ویران شده] براى مردمى که مىاندیشند نشانه روشنى باقى گذاشتیم.
- (هود.114) در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین مىبرند؛ این تذکّرى است براى کسانى که اهل تذکّرند!
3-28 مشکلات زندگی
- (بلد . 4) ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگى او پر از رنجهاست)!
- (عنکبوت.2) آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها مىشوند و آزمایش نخواهند شد؟!
3-29 سلامت قلب
قلب انسان محل نزول قرآن است:
(شعرا . 193و194) روح الامین آن را نازل کرده است. بر قلب (پاک) تو، تا از انذارکنندگان باشى!
هر عاملی که قلب را بینا و شنوا کند ، سلامت بخشد ، اطمینان بدهد و .. قلب را فعال کرده و عاملی برای تقویت توجه و تفکر خواهد بود.
(ق . 37) در این تذکّرى است براى آن کس که قلب دارد، یا گوش فرادهد در حالى که حاضر باشد!
مسلما در اصطلاح قرآن، قلب آن عضو گوشتی بدن نیست هر چند که جهت نشان دادن نقش حیاتی آن و تقریب به ذهن می توان تشابهی به آن در نظر داشت:
قلب، آن حالت استعداد درک و شهود حقایق متعالی جدای از تصورات ذهنی است. قلب کانون تلاقی نور عقل و نور وحی است ، جایگاه رشد فکر و تحول درونی، محیط کسب علم و توشه تقوی،( راغب اصفهانى، المفردات، واژه قلب، ص 272) و خانه ایمان است. [20]
3-30 تقوی
یکی از شیوه های تقویت نیروی تفکر، تقوی است. تقوی در لغت به معنای این است که خود را از شیء مخوف در وقایه و حفظ قرار دهیم و این حقیقت تقوی است که زمینه رشد تفکراست.
(انفال.29) « ای ایمان آورده ها، اگر تقوی پیشه کنید [خدا] برای شما،[ نیروی] فرقان قرار می دهد.
3-31 عربی بودن قرآن
(زخرف . 3) ما آن را قرآنى فصیح و عربى قرار دادیم ، شاید شما درک کنید (و بیندیشید)!
صرف نظر از عربی بودن قرآن نمی توان در حد عالی از آن بهرمند شد چرا که ادبیات عرب بسیار گسترده و دقیق است و امکان بررسی هر حرف و جایگاه و اعراب هر کلمه را فراهم می کند .و لذا اگر اعراب یک کلمه عوض شود معانی دیگری بر آن مترتب خواهد بود. هر کلمه ، هر آیه و نوع چینش ادبی آن بر حسب ضرورت قرار داده شده و حساب و دلیل دارد
3-32 قرار داشتن مفاهیم قرآن در سطوح مختلف تفکر
هر آیه قرآن دارای معانی متعدد و بطن ها و لایه های ساده و عمیق است . چنانکه برای مردم عادی قابل فهم است : هذا بیان للناس. این (کتاب) حجت و بیانى است براى عموم مردم (آل عمران .۳۸) وقابل استفاده خاص تر و عمیق تر برای انسان های با تقوی و پاکیزه است : هدی للمتقین ( بقره. آیه 2) هدایتی برای متقین است ، لایمسه الا المطهرون(واقعه . 79) جز پاک شدگان بر آن دست نمیابند.
3-33 مشکلات زندگی
- (بلد . 4) ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگى او پر از رنجهاست)!
- (عنکبوت . 2) آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها مىشوند و آزمایش نخواهند شد؟!
3-34 تاثیر مادر شایسته
- حضرت نوح فرزند جوانش را از همراه شدن با خلافکاران اهل عذاب بر حذر میدارد و نتیجه نمی گیرد. همسر نوح از زنان شایسته نبود .و همسر بد کردار می تواند موجبات تباهی فرزند را پدید آورد.(هود.42و43)
- (فرقان . 74) و کسانى که مىگویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما
قرارده، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان!»
3-35 تاکید بر آموزش فرزند در کودکی و نوجوانی
لقمان فرزند نوجوانش را مورد خطاب قرار داده ونکات اخلاقی مهمی را به او آموزش می دهد.تا او را در مسیر اهل فکر و توجه قرار دهد.
- ( لقمان.17-19) پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منکر کن، و در برابر مصایبى که به تو مىرسد شکیبا باش که این از کارهاى مهمّ است! با بىاعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد. (پسرم!) در راهرفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشتترین صداها صداى خران است.
- (نور.58) ى کسانى که ایمان آوردهاید! بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حدّ بلوغ نرسیدهاند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامى که لباسهاى (معمولى) خود را بیرون مىآورید، و بعد از نماز عشا؛ این سه وقت خصوصى براى شماست؛ امّا بعد از این سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیّت به یکدیگر خدمت نمایید). این گونه خداوند آیات را براى شما بیان مىکند، و خداوند دانا و حکیم است!

روش های پرورش تفکر در قرآن کریم
